چهار شعر از مجتبا صادقی ...

با درود فراوان

 

 

 

۱

کدام عطر رسیده مگر به شامه‌ی تو
که لحن مرثیه‌ دارد خطوط نامه‌ی تو؟

تو پرچم وطنم بوده‌ای، نخواسته‌ام
-در این مسیر چهل ساله- جز اقامه‌ی تو

اگر به خون دل و اشک چشم، ریخته ام
دوات تازه برای بقای خامه‌ی تو

ولی تو در وسط راه جا زدی، دیدی
کشیده شد به کجاها مرام‌نامه‌ی تو؟

به مرگ و میر درختان شهر برگشتم
به شهر سوخته‌ای خالی از چکامه‌ی تو

من از خودم به تو رفتم، تو از خودت به خودت
سفر ادامه‌ی من بود یا ادامه‌ی تو!؟

................................................................................................

۲

شکستنی تر از انم که سنگ برداری

و یا به خاطره ای دیر سال بسپاری
تویی که می روی از پیش من، نمی دانم
چقدر از من و حال دلم خبر داری؟
من و دل و غزلم سال هاست زندانیم
در این اتاقک مرطوب چاردیواری
گره زدند مرا مثل عنکبوتی پیر
به تار حوصله ی روز های تکراری
...
مرا بگیرو تما شا کن و سپس بشکن
همیشه آینه پیدا نمی کنی...
آری...
 

..........................................................................

۳

در من ـ به سمت مرگ ـ نگاهی مزخرف
است
چشمان  داغدارِ سیاهی مزخرف  است
من با دروغ زاده شدم، با تو سوختم
در من همیشه ردِّ گناهی مزخرف است
رد شکنجه روی تنم زار می زند
از دست تیر ماه…  که ماهی مزخرف است
در من بلد نبوده کسی خودکشی شود
هرچند این مخاطره راهی مزخرف است
با دست خالی آمده، بی نیزه، بی سنان
مردی که رو به روش سپاهی مزخرف است
گفتیم تا بهار بیاید… عوض شویم
قد قامت النُشور گیاهی مزخرف است
آیا کدام سایه به من لطف می کند؟
جز دست های او که پناهی مزخرف است
ما حالمان همیشه همین جور بوده است
گاهی مزخرف است
و
گاهی مزخرف است
.
.
.

بهار ۹۱

 

.................................................................................

۴

ایران پنج حرفی
پیراهنی چروک؛ به
رغم اطو شدن
شلوار پاره پاره ی بعد از رفو شدن
جوراب نخ نما شده و کفش قیصری
در ویترین کامل بی آبرو شدن
دریاچه های خشک شده، بیشه های شور
در باتلاق ذره به ذره فرو شدن
از فتق تا تومور، به دلیل مراقبه!!!
با دردهای بیشتری رو به رو شدن
از شاهنامه همنفسی با شغادها
از مثنوی حدیث کنیز و کدو شدن
در چاه نامه ریختن از فرط بی کسی
تا بغض روی بغض وبال گلو شدن
در مرغزار باد نمی آید، این تویی
باد از شکم مساوی با بی وضو شدن
سرباز زیر صفر – پُر از ادعای پوچ -
مهمانی مداوم “جشن پتو” شدن
تجلیل از مفاخر فرهنگی عبوس
موی دماغ منزوی و شاملو شدن
هم همسران ادد شده ی توی فیسبوک
هم عقد آسمانی دختر عمو شدن
شیری بدون یال و بدون دم و شکم
در ذهن کودکان پس از ما لولو شدن

آن روزهای خوب وطن این چنین نبود
ایران پنج حرفی من اینچنین نبود

/ 0 نظر / 46 بازدید